![]() |
![]() |
|
| دنیای نگین |
|
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم تو را به خاطر عطر نان گرم برای برفی که آب می شود دوست می دارم تو را برای دوست داشتن دوست می دارم تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم برای اشکی که خشک شد و هيچ وقت نريخت لبخندی که محو شد و هيچ گاه نشکفت دوست می دارم تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم برای پشت کردن به آرزوهای محال به خاطر نابودی توهم و خيال دوست می دارم تو را برای دوست داشتن دوست می دارم تو را به خاطربوی لاله های وحشی به خاطر گونه زرين آفتاب گردان براي بنفشيه بنفشه ها دوست می دارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم تو را به جاي همه کسانی که نديده ام دوست می دارم تورا برای لبخند تلخ لحظه ها پرواز شيرين خاطره ها دوست می دارم تورا به اندازه همه کسانی که نخواهم ديد دوست می دارم اندازه قطرات باران ، اندازه ستاره های آسمان دوست می دارم تو را به اندازه خودت، اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم تو را برای دوست داشتن دوست می دارم تو را به جای همه کسانی که نمی شناخته ام ...دوست می دارم تو را به جای همه روزگارانی که نمی زيسته ام ...دوست می دارم برای خاطر عطر نان گرم و برفي که آب می شود و برای نخستين گناه تو را به خاطر دوست داشتن...دوست می دارم تو را به جاي تمام کساني که دوست نمی دارم...دوست می دارم . |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم تیر 1388ساعت 20:31 توسط نگین |
|
![]() ![]() ![]()
کاش لحظه هاي رفتن نمي باريد اشک چشمام |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 17:45 توسط نگین |
|
|
می رم جای من اینجا نیست عشق تو زیبا نیست رویا نیست می رم جایی که دریا نیست اسم تو رویا نیست غوغا نیست می رم تا آروم شبا چشات بسته بشه دیوار اتاقت از عکسم خسته شه می رم تا بارون منو یاد تو نندازه می رم یه جای تازه می رم یه جای تازه می رم با چشمای خیس و قلب بی گناه می رم حتی نمیذاری به من یک نگاه هر جا می رم اما بازم یادت می افتم اینو به همه گفتم اینو به همه گفتم کاش می شد تو اینجا ببینی من چه تنهام وقتی که تو نباشی بهم می ریزه دنیام اینجا کسی نیست با چشمای باز وروشن بی تو چه غریبم من می رم جایی که دریا نیست عشق تو زیبا نیست رویا نیست
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 17:38 توسط نگین |
|
![]() چیزهایی هست که نمی دانم می دانم که اگر برگی بکنم،خواهم مرد می روم بالا تا اوج،من پر از بال و پرم .... راه را می بینم در تاریکی،من پر از فانوسم من پر از ابرم،زمین من پر از خورشید و شن من پر از سایۀنی های در آب من پر ا جنبش آن بیدم ته باغ چه درونم تنهاست ..... کسی نیست بیا زندگی را بدزدیم،آن وقت به میان دو دیدار قسمت کنیم ...... و نخواهیم که مگس از یر انگت طبیعت بپرد ونخواهیم پلنگ از در خلقت برود بیرون وبدانیم اگر کرم نبود زندگی چیزی کم داشت |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 17:32 توسط نگین |
|
|
گفتی که به احترام دل،بارانی باش باران شدم و به روی گل باریدم گفتی که ببوس روی نیلوفر را از عشق تو گونه های او بوسیدم گفتی که ستاره شو،دلی روشن کن من هم چو گل ستاره ها تابیدم گفتی که برای باغ دل،پیچک باش بر یاسمن نگاه تو پیچیدم گفتی که برای لحظه ای دریا شو دریا شدم و تو را به ساحل دیدم گفتی که بیا و لحظه ای مجنون باش مجنون شدم و زدوریت نالیدم گفتی که شکوفه کن به فصل پاییز گل دادم و با ترنمت روییدم گفتی که بیا و از وفایت بگذر از لهجۀ بی وفاییت رنجیدم گفتم که بهانه ات برایم کافیست معنای لطیف عشق رافهمیدم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 13:35 توسط نگین |
|
|
خون بهای عشق
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد نمیخواهم بدانم کوزهگر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد، گلویم سوتکی باشد، به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد بدین سان بشکند در من، سکوت مرگبارم را ... *
من به خورشید اعتقاد دارم, حتی اگر ندرخشد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 10:46 توسط نگین |
|
|
My heart is receptacle of all forms,
قلب من پذيراي همه صورتهاست
My heart is a meadow for the wild deer,
قلب من چراگاهيست براي غزالان وحشي
A convent for the Christian,
و صومعه اي است براي راهبان ترسا
A temple for idols,
و معبدي است براي بت پرستان
And a Kaba for the Moslem pilgrim,
و كعبه اي است براي حاجيان
My heart is the Tables of Torah,
قلب من الواح مقدس تورات است
And the book of Koran,
و كتاب آسماني قرآن
My religion is love,
دين من عشق است
Wherever its steed may take me.
و مركب عشق مرا به هر كجا خواهد سوق مي دهد
And this my creed And this is my faith.
مذهب من و اين است ايمان و
****** حدس تلخ خواستگاری نه زنگی،نه حرفی،نه یادگاری تو نکنه رفتی به خواستگاری؟ خُب ببینم کیه؟موهاش بلنده؟ توی خیابون بی صدا می خنده؟ چشاش چه جوره؟روشنه؟کشیدَس یقین دارم که شبیه سپیدَس دساش چی؟جنس دساش از بلوره؟ تو صورتش یه چیزی مثل نوره؟ ابروش چی؟حتما ابروش کمونه اخلاق و رفتارش چی؟مهربونه؟ چه رنگیه؟گندمی یا سفیده؟ چقد دوسش داری تبت شدیده؟ کجا دیدیش،توی محل کارت؟ اون چی،مث تو شده بی قرارت؟ راستی مژَش چی؟خیلی بر می گرده؟ همونه که تو رو دیوونه کرده؟ راستی موهاش چه رنگیه؟طلایی؟ یا رنگی مثل رنگ بی وفایی؟ قدش به قدت می خوره عزیزم؟ بردارم اسفند براتون بریزم؟ خب عزیزم منو خبر می کردی با گریه هام گلویی تر می کردی ترسیدی من آه بکشم یا نفرین؟ رد شه همون دقیقه مرغ آمین من تو رو نفرینت کنم؟نمیشه هنوز دوست دارم مثل همیشه تازه اگه دعاها مستجاب بود قصه ما حالا توی کتاب بود خلاصه که یه جمله می نویسم با بارون ِ پلکای سرخ و خیسم اگه دعاهای منو میخوندن بجای اون منو پیشت می شوندن تا وقتی که کلاغ نره به خونه این آرزو توی دلم می مونه
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 10:17 توسط نگین |
|
|
یک حقیقت تلخ یه نفر خوابش میاد و واسۀ خواب جا نداره یه نفر یه لقمه نون برای فردا نداره یه نفر می شینه و اسکناساشو می شمره می خواد امتحان کنه که تا داره یا نداره یه نفر از بس بزرگه خونشون گم می شه توش اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره انتخابم می کنه،پولشو اما نداره یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه اون یکی مداد برای آب و بابانداره یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره یکی بعد مدرسه توپ چهل تیکه می خواد مامانش میگه اینا گرونه اینجا نداره یه نفر تولدش مهمونیه،همه میان یکی تقویم واسه خط زدن رو روزا نداره یکی هر هفته یه روز پزشکشون میاد خونش یکی داره می میره،خرج مداوا نداره یکی انشاسو می ده توی خونه صحیح کنن یکی از بر شده دردو،دیگه انشا نداره یه نفر می ارزه املاش به هزارتا عالمی یکی بعد عمری رنج و زحمت امضا نداره تو کلاس صحبت چیزی می شه که همه دارن یکی می پرسه آخه چرا مال ما نداره یکی دوس داره که کارتون ببینه اما کجا یکی انقد دیده که میل تماشا نداره یکی از واحدای بالای برجشون میگه یکی اما خونشون اتاق بالا نداره یکی جای خاله بازی کلاس شنا می ره یکی چیزی واسه نقاشی ابرا نداره یکی پول نداره تا دو روز به شهرشون بره یکی طاقت واسه صدور ویزا نداره یکی فکر آخرین رژیمای غذاییه یکی از بس که نخورده شب و روز نا نداره یکی از بس شومینه گرمه می افته از نفس یکی هم برای گرمای دساش ها نداره دخترک میگه خدا چرا ما....مادرش می گه عوضش دخترکم،اون خونه لیلا نداره یه نفر تمام روزاش پر رنج و سختیه هیچ روزیش فرقی با روزای مبادا نداره یکی آزمایش نوشتن واسش،اما نمی ره می گه نزدیکای ما آزمایشگاه نداره بچه ای که تو چراغ قرمزا می فروشه گل مگه درس و مشق و شور و شوق و رویا نداره؟ یه نفر تمام روزا وشباش طولانیه پس دیگه نیازی به شبای یلدا نداره یاد اون حقیقت تلخ کلاس اول افتادم دارا خیلی چیزا داره ولی سارا نداره راستی اسمو واسه لمس بهت رقصه می گم ملیکا چه چیزایی داره که رعنا نداره؟ بعضی قلبا ولی دنیایی واسه خودش داره یه چیزایی داره توش که دنیا نداره همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدما این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره خدا به هرکسی هر چیزی دلش می خواد بده همه چیز دست اونه ربطی به شعرا نداره آدما از یه جا اومدن همه می رن یه جا اون جا فرقی میون فقیر و دارا نداره کاش یه روز بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت با نمی شه،با نمی خوام،با نشد، با نداره |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 10:10 توسط نگین |
|
|
فرشته آخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟ آدم می تونه بد باشه مگه فرشته هم بده؟ می گن دسای ناز تو مهمون دستای دیگس یه شب تو دستای منه فردا ولی جای دیگس می گن تو راست نگفتی که تا آخرش مال منی چشمای رنگ عسلت،دنبال چشمای دیگس آخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟ آدم می تونه بد باشه مگه فرشته هم بده؟ این ور و اون ور شنیدم تازگیا زیاد می ری همیشه با من نمیای،باهر کی پیش بیاد می ری نمی گی که اینجا یکی روز و شبش به فکرته آروم و بی سرو صدا،هرجا دلت می خواد می ری آخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟ آدم می تونه بد باشه مگه فرشته هم بده؟ با من غریبی می کنی،هر چی می گم نمی دونی حس می کنم خسته شدی،می خوای منو برنجونی دلم گواهی می ده تو،دنبال یه بهونه ای همش دلت می خواد بری،می گم بمون نمی مونی آخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟ آدم می تونه بد باشه مگه فرشته هم بده؟ تو طول راهت نکنه قلبتو دادی به کسی؟ اون کیه که به جای من شبا براش دلواپسی؟ تو اهل اون بالاهایی اون آسمونای بلند گفتی فقط بین همه با من یکی هم نفسی آخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟ آدم می تونه بد باشه مگه فرشته هم بده؟ چند شبه دیوونه شدم نمی شه باور بکنم با کابوس نداشتنت زندگیمون سر بکنم شاید می خوان بین ما رو دیوار ابری بکشن باید بشینیم یه گوشه یه فکر بهتر بکنم آخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟ آدم می تونه بد باشه مگه فرشته هم بده؟ یعنی دروغه که تو رو این روزا دیدن با یکی یا خواستی امتحان کنی عاشقیمو یواشکی؟ حق با دل من بوده یا چشم و نگاهای همه؟ باز خودمو گول می زنم با قصه های الکی آخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟ آدم می تونه بد باشه مگه فرشته هم بده؟ دلم داره بهم میگه نگاش مثل گذشته نیست نه اون کسی که خودشو برای تو می کشته نیست قصه عشقم اولا قصه یه فرشته بود همون دل منو شکست حالا دیگه فرشته نیست فرشته دل نمی شکنه اهل بهشته،باوفاس خیانت و شکستنم،فقط مال ما آدماس آخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟ آدم می تونه بد باشه مگه فرشته هم بده؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 9:29 توسط نگین |
|
|
«گفتا که میبوسم تو را»
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 9:26 توسط نگین |
|
|
منو ببخش
اگه تو رو دوست دارم خیلی زیادمنو ببخش اگه تویی اون که فقط دلم میخواد منو ببخش اگه دلم تنگ می شه خیلی برات منو ببخش اگه نگام گم می شه تو شهر چشات منو ببخش منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو می شمرم اگه همش پیش همه بهت می گم دوست دارم منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چینم منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب می بینم اگه دلم تنگ می شه خیلی برات منو ببخش اگه نگام گم می شه تو شهر چشات منو ببخش منو ببخش اگه فقط اسمتو تکرار می کنم عشق تو رو بهانۀ گریۀ گیتار می کنم منو ببخش اگه واسه چشمای تو خیلی کمم تو یه فرشته ای و من،خیلی باشم یه آدمم اگه دلم تنگ می شه خیلی برات منو ببخش اگه نگام گم می شه تو شهر چشات منو ببخش منو ببخش اگه برات می میرم و زنده میشم اگه با دیوونگیام پیش تو شرمنده می شم منو ببخش تو رو می سپرمت دست خدا اگه پیش غریبه ها به جای تو می گم شما اگه دلم تنگ می شه خیلی برات منو ببخش اگه نگام گم می شه تو شهر چشات منو ببخش منو ببخش اگه زیادی بهت لبخند می زنم برای چش نخوردنت همیشه اسفند می زنم منو ببخش اگه می خوام بشی فقط مال خودم ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم اگه دلم تنگ می شه خیلی برات منو ببخش اگه نگام گم می شه تو شهر چشات منو ببخش منو ببخش اگه شبا تو رو به ماه نشون می دم از روی قله ها اگه واسه تو دست تکون می دم منو ببخش اگه نخواست با من بمونی سرنشت قرار ما پشت یه بید یه روزی توی اردیبهشت اگه دلم تنگ می شه خیلی برات منو ببخش اگه نگام گم می شه تو شهر چشات منو ببخش |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 9:22 توسط نگین |
|
|
زپوچ جهان اگر هیچ دوست دارم تو را ای کهن بوم و بهر دوست دارم تو را ای کهن پیر جاوید برنا تو را دوست دارم اگر دوست دارم تو را ای گران مایه،دیرینه ایران تو را ای گرامی گوهر دوست دارم تو را ای کهن زادوبوم بزرگان بزرگ آفرین نامور دوست دارم هنروار اندیشه ات رخشد و من هم اندیشه ات،هم هنر دوست دارم صفا هان نصف جهانت را من فزونتر زنصف دگر دوست دارم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 15:21 توسط نگین |
|
|
تا سحر ای شمع بر بالین من سایه ی غم ناگهان بر دل نشست کام امیدم به خون آغشته شد کاندرین دریای مست زندگی آه! ای یاران به فریادم رسید ترسم آن شیرین تر از جانم ز راه گریه و فریاد بس کن شمع من قصه ی بی تابی دل پیش من جز توام ای مونس شبهای تار ز آن همه یاران بجز دیدار مرگ همدم من٬ مونس من٬ ش مع من واندرین صحرای وحشت زای مرگ اندرین زندان من امشب٬ شمع من تا که فردا همچو شیران بشکنند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 15:13 توسط نگین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
خواستم یه جایی داشته باشم
برا خالی کردن افکار پریشونم برا بجا گذاشتن خاطراتم و داشتن یه دفتر خاطرات خوب دور از دسترس مامان و نیما من نگین متولد سال 1369 محصل ویه دختر شیطون و بازیگوش ووقتی تنها میشم آروم و غمزده بیاد بابایی که هرگز ندیدمش وحسرت دیدنش به دلم موند حتی توی خواب ...عاشقم ولی عاشق راحیل بهترین و مهربونترین دختر دنیا... ...از رنگ خاکستری بدم میاد چون رنگ چشمامه...از گل رز آبی خوشم میاد چون همیشه راحیل بهم هدیه میده جز خدا مامانمو هم میپرستم عزیرترین داداش دنیا نیما رو دارم و بهترین خاله دنیا خاله گلی که اونم تو قلبم جایگاه داره ولی فراموش نکنین که قلب من زیاد شلوغ نیستا...همه آشنا هستن |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 بهمن 1385 آذر 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
دنیای پر درد و درد بلای ماندگار عشق یه دنیا حرف قشنگ منو ببخش گفتا که می بوسم تو را فرشته یک حقیقت تلخ حدس تلخ خواستگاری بهانه می رم یه دروغ ساده دوستت دارم |
| پیوندها |
|
راحیل جووووووووووون عسل غم غم عشق |
|
RSS
|